021-886 111 04 - 2620 4741 - 2620 5882 - 2620 6209 - 2620 4056         نام کاربر: وارد نشده اید   ورود به سیستم                         درخواست عضویت

گرچه روسيه تاريخي طولاني دارد، اما آن چه به عنوان يک حکومت و تشکيلات حکومتي در اين کشور به ثبت رسيده است مربوط به قرن نهم ميلادي مي باشد. از قرن نهم ميلادي وارگ ها، شهر نووگراد را توسط يروديک که يکي از فرماندهان آنان به شمار مي رفت تأسيس نمودند. برادر يروديک (الگ) شهر کيف را بنا نهاد و به عنوان پايتخت در آن فرمانروايي خود را آغاز نمود. مناطقي که تحت سلطه ي وارگ ها قرار گرفت، رس يا روس خوانده مي شد که اين عنوان به تدريج بر مردم اين ناحيه نيز اطلاق گرديد. جانشينان الگ بعداً در روسيه به حکومت رسيدند و همان ها بودند که آيين مسيحيت را بر اين کشور حاکم نمودند. مسکو در سال 1147 توسط يوري دالگورکي به عنوان پايتخت روسيه بنا نهاده شد و تا سال ها حاکمان روسيه در آن اقامت داشتند. در قرن سيزدهم، روسيه مورد حمله ي مغول ها قرار گرفت. آن ها توانستند حکام روسيه را وادار به اطاعت و پرداخت باج و خراج کنند. در اين زمان بين شاهزادگان و امراي روسيه جنگ داخلي وجود داشت . در سال 1460 ايوان سوم به قدرت رسيد. او توانست قدرتي مرکزي به وجود بياورد و شاهزادگاني را که در گوشه و کنار سرزمين، حکومت هاي کوچک و ضعيفي را براي خود درست کرده بودند، وادار به اطاعت کند. ايوان پس از تثبيت موقعيت خود از دادن باج به مغولان خودداري نمود. مغول ها خشمگين از اين قضيه، به مسکو لشکرکشيدند اما با مقاومت و سرسختي لشکريان ايوان، شکست خورده و بازگشتند. به اين ترتيب روسيه در سال 1480 استقلال خود را به دست آورد. در زمان ايوان چهارم معروف به ايوان مخوف دولت مرکزي روسيه تا حدود زيادي تقويت شد.در سال 1613 ميخائيل رومانف سلسله ي رومانف را بنا نهاد که تا انقلاب روسيه در سال 1917 استقرار داشت. در سال 1682 پتراول به تخت نشست. او تحولات بزرگي را در روسيه به وجود آورد که به واسطه ي همان ها، لقب کبير را به دست آورد. در نتيجه ي برنامه هاي او، اصلاحاتي در ارتش و نظام اجتماعي اين کشور داده شد. وي تمايل داشت روسيه به اروپا نزديک تر شود و شيوه هاي زندگي اروپايي در اين کشور راه يابد. پتر کبير سن پترزبورگ را تأسيس و پايتخت را به اين شهر منتقل کرد و براي اداره بهتر کشور آن را به هشت استان تقسيم نمود.پتر کبير در سال 1725 فوت کرد. پس از او تا به قدرت رسيدن کاترين دوم، روسيه در بحران فرو رفت. کاترين دوم، زمامداري خودرأي بود که اصلاحاتي را در سيستم اداري، قضايي و آموزشي روسيه به وجود آورد.در زمان الکساندر اول، ناپلئون در فرانسه حاکم بود که در سال 1812 به روسيه لشکر کشيد. لشکر ناپلئون پس از ماه ها سرگرداني، با تلفات زياد، شکست خورده به فرانسه بازگشت. پس از الکساندر برادرش نيکلاي اول به قدرت رسيد. در زمان او گروهي از انقلابيون که به دکابريست ها معروف شدند، قيام نمودند

 

گرچه حرکت آنان موفق نبود، اما هسته هاي مخالفت با حکومت را در بين روشنفکران مقيم روسيه و با آن هايي که مهاجرت کرده بودند، به وجود آورد.جنگ کريمه منجر به شکست روسيه و باعث ضعف حکومت گرديد. در اين زمان الکساندر دوم که به جاي پدرش به تخت نشسته بود، مجبور شد اصلاحاتي را در وضعيت اجتماعي روسيه به وجود آورد که از جمله مي توان به لغو نظام ارباب و رعيتي در سال 1861 اشاره کرد. اما اين اصلاحات بسيار دير شروع شد. زيرا در اين زمان هسته هاي مقاومت مسلحانه در بين روشنفکران تشکيل شده بود و آنان براي انجام عمليات آماده مي شدند. يکي از نتايج تشکيل اين گونه گروه ها، ترور الکساندر دوم در 1881 بود. در سال 1904 بين ژاپن و روسيه جنگي در گرفت که منجر به بالا رفتن ماليات ها، سربازگيري اجباري، فشار پليس مخفي و تورم شد.در اکتبر 1905 يک اعتصاب سياسي آغاز شد که به انقلاب اول روسيه معروف است و ميليون ها نفر از جمله کارگران در آن شرکت داشتند. گرچه ارتش توانست اين عمليات را سرکوب کند اما آتش در زير خاکستر باقي ماند.پس از اين حادثه تزار دست به اصلاحاتي زد و دستور ايجاد مجالس قانون گذاري را صادر کرد. اما اين نوشدارو پس از مرگ سهراب بود.بروز جنگ جهاني اول ناتواني تزار را به اوج رساند. به دليل تمام شدن ذخاير مورد نياز در جنگ و اختصاص تمام امکانات براي رفع نياز هاي جنگي، کالاهاي مورد نياز مردم کاهش و اعتصاب و تظاهرات سراسري افزايش يافت. وجود 2 ميليون کشته و در همين حدود اسير و بيش از 4 ميليون مجروح و معلول، کشور را به کلي فلج کرد و وضعيتي را پيش آورد که تزار در فوريه 1917 مجبور به استعفا شد.اعضاي مجلس دوما يک دولت موقت را روي کار آوردند. در همين زمان شوراهاي کارگري در نقاط مختلف تشکيل شد. اين شورا­ها در ابتدا با دولت همکاري مي کردند اما از آن جا که در موارد مختلفي از جمله خاتمه ي جنگ و تغيير در وضعيت زحمتکشان اختلاف پيدا کرده بودند و دولت نتوانست با آن ها همراه شود، به تدريج از هم دور شدند. مردم به اين شوراها بيشتر توجه داشتند و حمايت مردم از شوراهاي کارگري منجر به انتقال تدريجي قدرت به آن ها شد. انقلابيون که کنترل شوراها را مرئي و نامرئي بر عهده داشتند، به دو گروه اکثريت (بلشويک ها) و اقليت (منشويک ها) تقسيم شدند. در 1917 ، لنين رهبر بلشويک ها از تبعيد به روسيه بازگشت و با صلح، نان، زمين که بيانگر خواسته هاي مردم بود عليه دولت موقت به مقابله پرداخت. مبارزه اي که در 25 اکتبر با پيروزي پايان يافت.سلطنت طلبان، ليبرال ها و ديگر گروه هاي مخالف، دست به تحريکاتي زدند که منجر به جنگ هاي داخلي شد. از سوي ديگر انگليسي ها در مورمانسک، فرانسوي ها در اودسا و آمريکايي ها و ژاپني ها در ولادي وستوک وارد خاک روسيه شدند. انتقام جويي هاي وحشيانه و ديگر اقدام هاي غير معقول گروه هاي مخالف داخلي باعث ايجاد نفرت مردم از آن ها و سرکوبشان توسط آن ها گرديد.شکست متجاوزين خارجي توسط ارتش سرخ موفقيت بزرگي براي انقلابيون بود. به اين ترتيب تا سال 1922 کمونيست ها موفق شدند نه تنها شورش هاي داخلي را سرکوب کنند بلکه به استثناي قسمت اروپايي، روسيه را به مرز هاي دوره تزاري برسانند. تغيير و تحولات، جنگ هاي داخلي و آشوب ها منجر به بروز هرج و مرج، تعطيل کارخانه ها، رکود تجاري و به طور کلي وجود شرايط اقتصادي دشوار براي مردم شد.لنين با بررسي اوضاع دستورداد تا تغييراتي در نظام اقتصادي ايجاد شود و از سختگيري هاي انقلابي کاست .

با اين تغييرات، اوضاع کمي بهتر شد و نارضايتي ها کاهش يافت. در دسامبر 1922 وحدت جمهوري هاي اتحاد جماهير شوروي و تشکيل دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي رسماً اعلام شد.دو سال بعد يعني در سال 1924 لنين درگذشت و نبردي بر سر قدرت در گرفت که برنده ي آن ژوزف استالين بود. استالين سيستم کاملاً سرکوب گر پليسي را بر شوروي حاکم کرد. ضمن تسويه ي فيزيکي مخالفين خود، سياست صنعتي کردن اجباري کشور را سرلوحه ي کار خود قرار داد و در راه رسيدن به آن هر مخالفي را زير پا گذاشت. بين سال هاي 1930 تا 1938 پليس مخفي استالين تسويه ي دامنه داري را در حزب، ارتش و ديگر سازمان هاي قدرتمند به راه انداخت که منجر به اعدام، زنداني و برکناري هزاران نفر شد . در سال 1939 هيتلر و استالين قراردادي سري بستند که دست هيتلر را در حمله به اروپاي شرقي و استالين را در باز پس گرفتن قسمت هاي از دست رفته ي روسيه در قرارداد صلح 1918 باز نمود. اما اين قرارداد 2 سال بعد توسط آلمان زير پا گذاشته شد. لشکر هيتلر در سال 1941 به شوروي حمله کرد. استالين دستور مقابله داد. آلمان ها با آن که امکانات خوبي داشتند و حتي به پشت ديوارهاي مسکو رسيده بودند، نتوانستند در برابر هجوم انساني ارتش سرخ مقاومت کنند و سرانجام با دادن تلفات و تعداد قابل توجهي اسير، عقب نشستند.ارتش شوروي آنان را تا برلين دنبال کرد. حاصل جنگ براي شوروي، خرابي هزاران شهر و روستا و کشته شدن حدود 27 ميليون نفر بود. با پايان جنگ جهاني، استالين کار عظيمي را جهت تجديد حيات شوروي آغاز کرد. در همين زمان نبرد ديگري شروع شد. جنگ سرد غرب عليه کشوري که ديگر دوست و هم پيمان ديروزي نبود. وي براي خنثي کردن اقدامات آمريکا کنترل شديدي را در کشورهاي وابسته به آن اعمال نمود و ارتباط با غرب را به حداقل رساند. در داخل نيز پليس مخفي را براي کنترل هر چه بيشتر افزايش داد. بالاخره پرونده ي زندگي استالين در 5 مارس 1953 بسته شد و بر اثر حمله ي قلبي درگذشت. با مرگ استالين بين سال هاي 1955- 1953 تغييراتي زودگذر در رهبري شوروي پديد آمد. در 1955 نيکيتا خروشچف به قدرت رسيد. او به اين نتيجه رسيد که لازم است تغييراتي در سيستم داده شود و در چهارچوب همين تفکر، طي نطقي در کنگره ي بيستم حزب کمونيست در برابر ناباوري بسياري، به استالين حمله کرد و پرده از جنايات وي برداشت . او همچنين به يک سري تغييرات اقتصادي و اجتماعي دست زد که مي توان گفت به طور کلي موفقيت آميز نبود و نتوانست اوضاع را آن گونه که او تصور مي کرد، بهبود بخشد. طرح هاي غلط او در زمينه ي کشاورزي منجر به آن شد که شوروي به واردات محصولات کشاورزي محتاج شود.به هر حال خروشچف در سال 1964 از سمت رهبري حزب در دفتر سياسي برکنار شد و برژنف که رهبري اين کودتاي بدون خونريزي را بر عهده داشت، به عنوان جانشين وي قدرت را در دست گرفت. در دوره ي برژنف شوروي توانست به قدرتي کامل در برابر آمريکا مبدل شود. ارتش شوروي در چکسلواکي و افغانستان مداخله نظامي کرده و از سوي ديگر اعضاي خانواده و دوستانش يک اليگارشي فسادآلود را در حکومت درست کردند. رشوه خواري و فساد اداري در دستگاه حکومتي به وجود آمد و کيش شخصيت که در زمان خروشچف تقبيح مي شد، بار ديگر رواج يافت. با مرگ برژنف، يوري آندروپف به قدرت رسيد. وي مبارزه اي را براي ريشه کن کردن فساد و تصفيه ي مقام هاي رشوه خوار و نالايق آغاز کرد .

اما چندان در اين کار موفق نبود، چراکه دوران قدرتش زود تمام شد. آندروپف در سال 1984 فوت نمود و به دنبال او ويکتور چرنيينکو قدرت يافت که از او به عنوان سياستمدار هم سو با برژنف نام برده مي شد. او نيز بيش از يکسال بر سر قدرت نماند و در 10 مارس 1985 فوت کرد. پس از وي ميخاييل گورباچف در رأس رهبري شوروي قرار گرفت. وي ­جوان­ترين رهبر شوروي به شمار مي رفت. او با انجام دو برنامه­ي پرستوريکا و گلاسنوست تغييراتي را در نظام اقتصادي و سياسي به وجود آورد و سعي کرد با انجام اين تحولات شوروي را از نقاط ضعف پاک کند. ولي ديگر براي اين اقدامات دير بود. طي سال هاي 1991-1986 اصلاحات گورباچف با مشکلات مواجه شد. در اوت 1991 گروهي از رهبران سياسي و نظامي دست به کودتايي عليه گورباچف زدند که ناموفق بود و منجر به قدرتمندتر شدن گروه­هاي طرفدار تفکر غربي شد و همين گروه­ها بودند که سرانجام در دسامبر 1991 فروپاشي نظام شوروي را رسماً اعلام کردند و بوريس يلتسين به مقام رياست جمهوري فدراسيون روسيه انتخاب گرديد.رابطه­ي ايران و روسيه بعد از به قدرت رسيدن پوتين قوي تر و راهبردي شد که نقطه ي اوج آن عقد قراردادهاي مهم در جريان سفر دکتر خاتمي رئيس جمهوري اسلامي ايران به روسيه بود.

روسيه با 400/075/17 کيلومتر مربع وسعت به تنهايي بيش از 76 درصد خاک اتحاد جماهير شوروي سابق را تشکيل مي دهد و درحال حاضر با اشغال حدود 11/5 درصد خشکيهاي کره زمين ، بزرگترين کشور جهان محسوب مي شود.جمعيت روسيه 148 ميليون نفر بوده و بيش از يکصد مليت و قوم در روسيه زندگي مي کنند و اکثر مردم روسيه تابع کليساي ارتودکس هستند.روسيه داراي 21 جمهوري خود مختار ، 49 استان و دو شهر بزرگ مسکو و سنت پترزبورگ مي باشد که به تناوب هر يک پايتخت بوده اند. شهر مسکو پايتخت روسيه در ناحيه مرکزي بخش اروپايي کشور واقع شده و تاريخ بناي آن به سال 1147 ميلادي مي رسد و بزرگترين مرکز علمي و آموزش عالي در روسيه مي باشد که بيش از 80 دانشگاه و مرکز آموزش عالي در آن فعاليت مي نمايند.مسکو با جمعيتي بالغ بر 15 ميليون نفر مساحتي بيش از يکهزار کيلومتر مربع دارد.

سن پترزبورگ يکي از زيباترين شهرهاي دنيا است که از گنجينه هاي تمدن بشري محسوب مي شود مساحت آن 1400 کيلومتر مربع است.سن پترزبورگ زيبا به ونيز شمالي معروف است.. مکان جغرافيايي اين شهر در زمين هايي واقع است که در جنگ شمال از کشور سوئد توسط ارتش روس بازپس گرفته شد و به دليل دسترسي روسيه به آب هاي آزاد و اروپا به پنجره روسيه به اروپا مشهور گرديد. در سال 1710 تزار پتر کبير تمامي وزارتخاته ها و دواير دولتي را از شهر مسکو به سن پترزبورگ منتقل و در سال 1712 اين شهر را رسماً پايتخت روسيه اعلام نمود. در اين زمان روسها به آب هاي آزاد شرق نيز دسترسي پيدا کردند. پتر کبير خودش را اولين امپراتور روس اعلام کرد و سن پترزبورگ به پايتخت امپراتوري روسيه مبدل شد.سن پترزبورگ به معناي شهر پتر مقدس است و پتر مقدس يکي از حواريون حضرت عيسي مسيح بود که حامي اين شهر زيبا پنداشته مي شود. تاريخ روسيه با وقايع شهر سن پترزبورگ عجين شده و اکثر وقايع تاريخي 3 قرن اخير روسيه در اين شهر رخ داده است. تمام امپراتوري هاي روسيه از پتر کبير تا نيکلاي دوم در اين شهر حکومت کرده اند.وقايع زير در اين شهر رخ داده است:

اولين انقلاب روسيه در سال 1905 که با شکست روبه رو شد، انقلاب فوريه 1917که باعث سرنگوني آخرين امپراتور روسيه، تزار نيکلاي دوم شد و در نهايت انقلاب سوسياليستي که در اکتبر همان سال (1917) رخ داد و معروف به انقلاب کبير اکتبر است.در سال 1914 زماني که روسيه درگير جنگ جهاني اول بود و نفرت عمومي نسبت به آلمان ها گسترش يافته بود، نام اين شهر به پتروگراد تغيير يافت ( بورگ در زبان آلماني و گراد در زبان روسي به معناي شهر مي باشد). در سال 1924 لنين رهبر اتحاد جماهير شوروي درگذشت و به افتخار ايشان اين شهر را لنينگراد ناميدند. در سال 1991 با فروپاشي شوروي و راي شهروندان آن نام سابق شهر يعني سن پترزبورگ به آن اطلاق گرديد.در زمان جنگ جهاني دوم اين شهر 900 شبانه روز در محاصره ارتش آلمان نازي قرار داشت و اوضاع آن چنان وخيم شد که جيره غذايي هر نفر به تنها 115 گرم نان جو در روز رسيده بود ولي لنينگراد تسليم نشد و پس از شکست محاصره ، مردم به اين شهر لقب قهرمان دادند. اين شهر تاريخي بر روي 44 جزيره کوچک و بزرگ بنا شده است و به همين دليل به شهر جزيره ها معروف است. رودخانه نيوا که 74 کيلومتر طول دارد، به خليج فنلاند سرازير مي شود و خليج فنلاند هم به نوبه خود به درياي بالتيک منتهي مي گردد. 32 کيلومتر از طول اين رودخانه از داخل شهر سن پترزبورگ عبور مي کند و اين شهر را به آبهاي آزاد اروپا متصل مي نمايد. سن پترزبورگ نه تنها پايتخت تاريخي روسيه محسوب مي شود، بلکه مرکز فرهنگي و علمي روسيه نيز هست. نخستين دانشگاه روسيه، نخستين موزه هنري و نخستين آکادمي علوم در اين شهر قرار دارد . شاعران و نويسندگان بزرگ روسي مثل پوشکين، داستايفسکي، چخوف، دانشمنداني چون مندليف و لامانوسوف دراين شهر زيستند و فعاليت نموده اند .

ازديداز بزرگترين موزه دنيا هرميتاژ،کليساي جامع اسحاق، آرامگاه تزارهاي روسيه، قايق سواري وغيره ... احساس فوق العاده اي به هر تماشگري مي دهد                  

موزه هرميتاژ در سنت پترزبورگ: لغت هرميتاژ که ريشه ­ي فرانسوي دارد به معناي مکان خلوت مي­ باشد. اين موزه بزرگ­ ترين موزه­ ي جهان است که افتخار ملي روسيه به شمار مي­ رود و نشانه ­ي هنر معماري و فرهنگ روسيه مي باشد.اين موزه داراي مجموعه­ اي از آثار هنري تراز اول دنيا و همچنين کاخ هاي زيبا و اتاق هاي مجلل مي­ باشد که در زمان هاي مختلف توسط معماران معروف دنيا طراحي شده است.هرميتاژ يا قصر زمستاني مجموعه اي است از پنج ساختمان که نخستين ساختمان آن، کاخ زمستاني است که توسط معمار ايتاليايي "راسترلي" طي سال هاي 1754 تا 1762 و در زمان حکومت دختر پتر کبير "اليزابت" ساخته شد.طي سال هاي 1764 تا 1775 و در زمان فرمانروايي کاترين کبير، هرميتاژ کوچک توسط ژان باتيس والين و يوري والتن ساخته شد.سومين ساختمان، هرميتاژ قديم طي سال ­هاي 1771 تا 1787 توسط يوري والتن (معمار معروف) ساخته شد. چهارمين ساختمان، ارميتاژ جديد است که در سال­ هاي 1783 تا 1787 توسط کوآرنگي ساخته شد.آخرين ساختمان، هرميتاژ جديد است که در سال­ هاي 1842 تا 1851 توسط کلز ساخته شد.در زمان کاترين کبير کلکسيون­ هاي بسياري از نقاشي­ ها و مجسمه ­هاي جهان به اين موزه تعلق گرفت.در سال 1837 در موزه­ آتش سوزي عظيمي رخ داد و سال­ هاي بعد اين موزه تعمير شد.در زمان جنگ جهاني اول سالن­ هاي اين قصر به عنوان بيمارستان نظامي مورد استفاده قرار گرفت و تا سال 1917 هم چنان کاخ زمستاني تزارهاي روس بود.بعد از پيروزي انقلاب اکتبر سال 1917 مجموعه ­ي هرميتاژ با فرمان لنين، ملي اعلام شد و به موزه تبديل گرديد. در سال 1941 و پس از آغاز جنگ جهاني دوم و حمله­ ي آلمان به خاک شوروي، تمام آثارهرميتاژ توسط راه ­آهن به منطقه­ ي سيبري روسيه ارسال شد و در سال 1945 بعد از پيروزي شوروي بر آلمان، به موزه بازگردانده شد.در سال 1996 با فرمان رئيس جمهور وقت روسيه، بوريس يلتسين موزه­ ي دولتي هرميتاژ تحت حمايت دستگاه رياست جمهوري روسيه قرار گرفت.اين موزه يکي از گنجينه هاي بي نظير است و داراي نزديک به سه ميليون اثر هنري از مشهورترين هنرمندان دنيا مي ­باشد.در اين موزه مي­ توان آثار نقاشاني چون لئوناردو داوينچي، رافائل، تي سين، رامبراند، کلود مونه، روبنس، رنوآر، ون گوگ، ماتيس، گوگن، پيکاسو و هنرمنداني مثل ميکل آنژ و ... را مشاهده نمود.سالن تمدن ايران باستان، رم، يونان باستان، مصرقديم و چين در اين موزه موجود است. آثار هنري مانند نقاشي، مجمسه، صنايع دستي، جواهرات، کوبلن و تقريباً هر نوع اثر هنري در اين موزه يافت مي­ شود. در کنار آن ها اتاق­ هاي متعلق به خانواده­ ي تزارهاي روسيه با تزئينات بسيار زيبا و با استفاده از سبک­ هاي مختلف را مي­ توان مشاهده نمود. اين موزه­ ي عظيم داراي 1786 درب، 1945 پنجره و 1057 سالن يا اتاق مي­ باشد.در مورد عظمت اين موزه همين بس که اگر به هر اثر حدود يک دقيقه توجه نمائيد، بايستي بيش از 11 سال به تماشاي اين موزه بپردازيد.